|
کاش جاده ای طولانی می شناختم که غیر از من و او هیچکس در آنجا نباشد کاش می توانستم آنقدر در این جاده ی بی انتها بدوم که از همه چیز سبک شوم از همه چیز از فریاد ،از غصه ، از دلتنگی.... امروز از همان روزها بود که دلم می خواست یک دفعه وسط این زندگی فریاد بزنم خسته شدم از همه چیز ،از این وضع ، از این دنیا، از خـــــــــــودم، از.... + نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 12:53 توسط eli |
|